
یک سال پیش، یکی از مهمترین درگیریهای تاریخ وبلاگستان که بین سیما شاخساری(فرنگوپولیس)، نازلی کاموری(سیبیل طلا) و مهدی جامی(سیبستان) در گرفت بحث جنسگونگی زبان بود و البته زنان بودند که با آه و ناله و مظلومنمایی سعی داشتند افکار عمومی را با خود همراه سازند. منتها مگر بنده مردهام که همچین اجازهای بدهم؟

تابلوی یادبود قربانیان هلوخواست
به احترامشان یک دقیقه سکوت میکنیممممممم
جنسگونگی زبان نیز در طول تاریخ همیشه مردان را تحت سلطه خود قرار داده است. به این اصطلاحات نگاه کنید:
پدر سوخته، پدر سگ، پدر کشتگی، پدرتو درمیارم، سیبیلشو دود میدم، ...
علاوه بر آن، کم نیست اسامی حیواناتی چون سگ و گاو و غیره که پیشوند آقا دارند و مخلوقات ظریفی چون آفتاب و مهتاب و پروانه و گل، پسوند خانوم دارند.
به راستی چرا؟
جنسگونگی زبان، به شکل آشکاری از زنان حمایت میکند و به هیچشکلی نمیتوان منکر آن شد (به جان خودم نمیشه اصرار نکنید!). بنابراین خطاب به تمامی مردان آزاده و غیرتمند و غیور و دلیر و مبارز کهکشان راه شیری که هنوز در چنگال استعمارگران زن استحاله نشدهاند عرض میکنم از این به بعد برای مبارزه با زنان استعمارگر و برتری طلب، جنسگونگی زبان را به نفع خودمان تغییر خواهیم داد.
زین پس به جای اصطلاحات مجعول و بیگانه زیر، از واژههای جایگزین آن استفاده می کنیم:
پدرتو در میارم = مادرتو در میارم!
پدر سوخته = مادر سوخته
سیبیلتو دود میدم = گیستو میبرم
آقا گرگه = خانوم گرگه
خورشید خانوم = خورشید آقا
آقا دزده = خانوم دزده
پروانه خانوم = آقا پروانه
آقا سگه = خانوم سگه!
در همین راستا از کلیه مردان و و زنان آگاهی که حضور ذهن دارند و واژههای شامل جنسگونگی علیه مردان را به خاطر میآورند دعوت میشود در بخش نظرات بنویسند تا این مطلب ما تکمیلتر شود.
ما از همان روزی که وبلاگ زدیم میدانستیم که عدهای عجوزه پیر با ادبیات کلثوم ننهای، به مقابله با ما برمیخیزند منتها ما همه مخالفتها را زیر سیبیلی رد میکنیم تا پرده عصمت دریده نشود! (این دیگه آخر جنسگونگی بودا! حال کردین؟)
+ قرار بود در مورد بازتاب این وبلاگ در وبلاگشهر بنویسم. منتها در این پست تنها اشاره می کنم به مقاله نوشین احمدی خراسانی که مدتی پیش در زنستان نوشته بود:
جالب است كه ناگهان يك وبلاگ عجيب و غريب (يك ميليارد امضا؟!) راه ميافتد، آرم كمپين هم جعل ميشود تا در پوشش ”طنز“ و مسخره كردن اهداف كمپين، همان اتهامهايي كه بهطور جدي در دادگاهها عليه فعالان كمپين مطرح ميشود، در اين وبلاگ بهصورت تمسخرآميز همراه با چاشني فرهنگ و واژگان مردسالارانهي حاكم به خوانندگان القاء شود، و تك به تك فعالان كمپين را از اعتبار بياندازد تا يك وقت كسي اين ”مطالباتي كه هيچ مقامي با آن مشكلي ندارد“ را جدي نگيرد، نكند خدايي ناكرده اين ”مطالبات“ كه شما با آن مشكل نداريد همهگير شود. البته ميدانيم راه اندازي چنين وبسايتهايي ”اتفاقي“ است و برنامهريزي شده نيست!! ولي اعتراف ميكنم كه به اين همه تدبير (و اشراف موسسان آن، بر روانشناسي عامه، جهت تخريب فعاليتهاي مستقل زنان) بايد تبريك گفت.
البته ما خدمت خانوم احمدی خراسانی ایمیلی نوشتیم و توضیحات لازمه را دادیم تا سوءتفاهمات برطرف بشه. منتها هنوز پاسخی از ایشان دریافت نشده.
مهریه طوق اسارت است. مهریه زنجیر بندگی است. مهریه یعنی نهایت ظلم و ستم در حق مرد. گفتم مرد؟ مرد یعنی چه؟ مرد یعنی که؟ مرد شمعیاست که در آتش زندگی میسوزد و قطره قطره آب میشود!
کم نیستند مردانی که به خاطر مهریه زندانی شدهاند. اینروزها، مهریه به ابزار شکنجه مردان تبدیل شدهاست. چه بسیار زنان سنگدلی که از طریق به اجرا گذاشتن مهریه خود میلیونها پول بادآورده را به جیب زدهاند و به ریش مردشان خندیدهاند. اگر روزنامهها را خوب نگاه کنید حتما میبینید ظلم بینهایت زنان را!
باندهای مخوف زیادی تشکیل شده برای اغفال مردان. زنان با مهریههای بالا به عقد مردان پولدار درمیآیند و مدتی بعد طلب مهریه میکنند. پول و طلاق را که گرفتند سراغ مرد دیگری میروند و روز از نو روزی از نو!
نگاهش که میکنی دلت کباب میشود. غضنفر را میگویم. انگار همان غضنفر چندسال پیش نیست. سبیلش را زده و لاغرتر شده. غضنفر پرجنب و جوش سالهای گذشته کاملا استحاله شده وبه موجودی کاملا زن ذلیل و بیچاره مبدل گردیده است:
- خودت را معرفی کن.
- به نام خدا. شما از تلویزیون هستین؟ مصاحبه پخش میشه؟
- نه ما از کمپین صدمیلیارد امضاء مزاحم شدیم. حالا از خودت بگو.
- به نام خدا. غضنفر مادر مرده هستم. سیوپنجساله از ایران.
- چرا افتادی زندان؟ چند وقته؟
- به نام خدا. دو سال پیش ازدواج کردم. خانواده همسرم ۱۳۵۵سکه به خاطر سن همسرم مهریه تعیین کردن. چند روز بعد از ازدواج هم خانوم پاشو کرد توی یک کفش که مهریه میخوام. منم نداشتم. مهرشو گذاشت اجرا. چون مال و ثروتی هم نداشتم فعلا زندونم تا ببینم بعد چی میشه!
- چه توصیهای به جوونا داری؟
- به نام خدا. البته من کوچیکتر از اونم که توصیهای داشته باشم. ولی توصیه دارم! و توصیه من اینه که اولا زن نگیرن! ولی اگر خدای نکرده مرتکب چنین اشتباهی شدن حتما با زنی ازدواج کنن که مهریه پایین بخواد. البته اگه زبونم لال به خواستگاری دختری رفتن که به تعداد سال تولدش سکه خواست در این زمینه تحقیق کنن. شما که خبرنگاری باید وارد باشی!
- در چه زمینهای؟
- به نام خدا. خانوما عادت دارن که همیشه شناسنامه خودشونو دستکاری کنن. همین خانوم بنده رو نگاه کنید! کاملا معلومه که مشکل صغر سنی داره! از قیافهاش میشه حدش زد که متعلق به دوران پرکامبرینه! ولی خودشو سی ساله جا زده! اگه ببرمش دکتر مشخص میشه که پیش از میلاد مسیح متولد شده تازه اونوقت اونه که کلی سکه به من بدهکار میشه چون تاریخ تولدش میشه مثلا سال منفی هزار هجری شمسی!
- حرف دیگهای نداری؟
- به نام خدا. از شما و وبلاگ قشنگتون ممنونم. همینطور از کلیه کسانیکه با لینک دادن به وبلاگتون باعث میشن صدای من به گوش بقیه برسه بینهایت متشکرم!
یک ترانه رپ تقدیم به تمام زندانیان مهریه:
با ناز و عشوه و ادا حسابی خرم کردی
توی خونه شدی ارباب و نوکرم کردی
الهی بگیری حصبه و وبا و زردی
ذلیل مرده بدون که خیلی نامردی
خاک تو سر من که اومدم خواستگاریت
کاش پام میشکست و نمیاومدم خواستگاریت
یادته التماس میکردی میگفتی بیا منو بگیر؟
حالا بهخاطر پول منو کردی تو زندون اسیر!
یادته میگفتی مهریه رو کی داده کی گرفته؟
حالا واسه خاطر همون ازم گرفتی چک و سفته!
من فریاد مظلومیتمو به گوش همه میرسونم
با صدای بلند کنج این زندونا میخونم
آهای مردا! آهای مردا! آهای مردا!
کافیه مقاومت کنید تا همین فردا!
درسته که ما مثل شمع آب میشیم و میسوزیم
ولی حق با ماست در آینده پیروزیم
ما در آینده پیروزیم
پیروزیمممم
+ گروه سرود کمپین صد میلیارد امضاء به زودی دومین سرود ملی جنبش مردان را عرضه خواهد کرد. این سرود تقدیم خواهد شد به تمامی حق طلبان و عدالت خواهان کهکشان راه شیری!
+ وبلاگ ما خوشبختانه با استقبال خوبی مواجه شد. دوهزار مخاطب در عرض ده روز برای یک وبلاگ تازه تاسیس آمار جالبی می تواند باشد. این توجه البته کار ما را هم سخت تر و سنگین تر می کند. در مطلب بعد به بررسی بازتاب این وبلاگ در وبلاگستان و واکنش اهالی وبلاگشهر در این مورد خواهیم پرداخت و به تمامی کسانی که زحمت معرفی این وبلاگ را کشیده اند لینک خواهم داد.



